تبليغاتX
دست نوشته

دست نوشته

وای چه دنیایی!چهار شنبه با تانیا این قدر خندیدیم که دل درد گرفتیم.حالا امروز باید انو تو لباس مشکی ببینیم که زار میزنه و از خدا مادرشو می خواد .خدایا حالا که مامانشو ازش گرفتی صبرشو هم بهش بده.هر کسی از شما دوستان این مطلب را می خواندیک فاتحه بخواند متشکرم

+نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت9:28 بعد از ظهرتوسط محدثه | |