خیلی وقته ننوشتم آخه دستم به نوشتن نمیره تایپم یادم رفته زندگی بعضی اوقات آدما رو مجبور میکنه که دست از همه چی بکشن و فقط اجازه دارن بشینن نگاه کنن و ببینن سر نوشت چه بلایی سرشون داره میاره منم تو این مدت تو همین حال بودم .اول کلی تلاش کردم تا نذارم راحت با زندگیم بازی بشه ولی بعد فهمیدم با سرنوشت نمیشه جنگید برام دعا کنید .محتاج دعای همه ی شما دوستان عزیزم هستم .
+نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت1:37 قبل از ظهرتوسط محدثه |
|