تبليغاتX
دست نوشته - توبه

دست نوشته

شب بود .داخل اتاق شد و بی سر وصدا در گاو صندوق را باز کرد .داخل گاو صندوق پر از پول و طلا بود .یکی از طلا ها برق عجیبی داشت .با ولع آن را برداشت دستش لرزید وطلا از دستش روی زمین افتاد .ازآن به بعد هرگز دزدی نکرد .روی آن نوشته شده بود "الله"

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت1:41 قبل از ظهرتوسط محدثه | |